«چرا باید دیکتاتورها را خواند؟» نشستی درباره دیکتاتورها و هزارتوی آمیختگی با زندگی روزمره
رویداد فرهنگی «چرا باید دیکتاتورها را خواند؟» به همت نشر وزن دنیا برگزار شد. در این جلسه آثار جدید این نشر از جمله کتابهای «آخرین شب دیکتاتور»، «چگونه دیکتاتورها سقوط میکنند و ملتها زنده میمانند» و «مرد سرنوشت»، «سالهای وحشت» در کتابفروشی چشمه شعبه خیابان کارگر جنوبی با حضور جمعی از نویسندگان و مترجمان شناخته شده رونمایی شدند.
این برنامه به میزبانی سهند ایرانمهر و با حضور و سخنرانی عباس عبدی، جامعه شناس، روزنامهنگار و فعال سیاسی همراه بود. هم چنین زینب کاظمخواه مترجم کتاب «آخرین شب دیکتاتور»، شهاب نادریمقدم مترجم کتاب «سالهای وحشت» و مصطفی دهقان نویسنده کتاب «چگونه دیکتاتورها شکست میخورند و ملتها زنده میمانند» از برلین در نشست سخنرانی کردند.
تفاون میان «استبداد» و «دیکتاتوری»
در ابتدای این برنامه سهند ایرانمهر در سخنانی «استبداد» و «دیکتاتوری» را دو لمر متفاوت عنوان و تاکید کرد که به باور او، استبداد زمانی است که یک فرد، کشور و مردم را چون ملک شخصی خود میبیند و همه تصمیمها را بیهیچ مشورت میگیرد. اما در دیکتاتوری، نهادهای رسمی وجود دارند، هرچند حاکم آنها را از معنا تهی کرده و تصمیمگیری واقعی همچنان در دست اوست. این گذار، ظاهرا پیشرفتی نسبت به استبداد است، ولی در عمل، شکل دیگری از تمرکز قدرت است.
او تأکید کرد که دیکتاتور جاهل نیست، بلکه هوشیارانه بر یک «نظام دانایی» تکیه دارد؛ دانشی که از جزئیات خلقوخو، عواطف و هیجانات مردم آگاه است و آن را برای تثبیت قدرت بهکار میگیرد. این آگاهی، برخلاف عقل کلنگر، معطوف به جزئیاتی است که امکان کنترل و تحریک جامعه را فراهم میسازد.
دیکتاتوری ریشه در بستر اجتماعی و فرهنگی مردم دارد
به باور ایرانمهر، دیکتاتوری از بیرون تحمیل نمیشود، بلکه ریشه در بستر اجتماعی و فرهنگی مردم دارد. بسیاری، برای فرار از مسئولیت تاریخی، همه تقصیر را متوجه یک شخص یا نیروی خارجی میکنند، در حالی که ساختار فکری و رفتاری جامعه خود زمینهساز پیدایش و دوام آن است.
او در ادامه بر نقش زبان و گفتمان تاکید کرد و گفت؛ تا وقتی کلام آمیخته به تحقیر، جدال صفر و یکی و نفی متقابل باشد، جامعه بستر مناسبی برای سلطه است. به باور این روزنامهنگار، اصلاح گفتوگو و پذیرش تفاوتها شرط لازم برای مقابله با دیکتاتوری است.
در نهایت، ایرانمهر هشدار داد که شکل تازهای از دیکتاتوری در حال گسترش است: «دیکتاتوری پلتفرمی» و «سرمایهداری نظارتی»؛ نظامی که با الگوریتمها، دادهها و ایجاد اتاقهای پژواک، انسان را بهطور نامرئی هدایت میکند و بدون استفاده از زور مستقیم، آزادی واقعی را سلب میکند.
صداقت در متن کتاب «آخرین شب دیکتاتور» گاهی خواننده را دلسوز قذافی میکند
در ادامه این رویداد، کتاب «آخرین شب دیکتاتور» مورد بررسی قرار گرفت. این رمان درباره آخرین روزهای زندگی معمر قذافی، دیکتاتور لیبی، است و خود دیکتاتور راوی اصلی این کتاب است.
زینب کاظمخواه روزنامه نگار و مترجم کتاب آخرین شب دیکتاتور درباره این کتاب گفت: در مواجهه با بازنمایی دیکتاتورها، گاه همچون شرقشناسان بر شبهای عیش و نوش و جلوههای رنگارنگ زندگی آنان تمرکز میشود، گاه هم بر آرزوهای بیپایان و سیریناپذیرشان، و زمانی صرفا بر جنایتها و خشونتهایشان. اما در این کتاب، نویسنده روایت را با صداقتی خاص پیش میبرد؛ تا جایی که در برخی لحظات، خواننده ممکن است دلسوز قذافی شود، هرچند معمولا دلسوزی برای جلاد روا نیست. نویسنده، علاوه بر پرداختن به گذشته و دوران کودکی قذافی و حوادث شکلدهنده شخصیت او، لحنی روایی برگزیده که زندگی فرد را به شیوهای صمیمی و نزدیک بازگو میکند.
وی افزود: هرچند در این روایت میتوان رگههای همدلی را یافت، اما قساوت و خشونت قذافی در تمام طول داستان حضور پررنگ دارد. مرگ او، همانگونه که در کتاب ترسیم شده، نقطه پایانی منطقی برای داستان است.
کاظمخواه با اشاره به این که پیشتر نیز با موضوع قذافی در دو کتاب دیگر برخورد داشته و منابع متعددی درباره او خوانده بوده، اما زاویه دید نویسنده در این اثر را بسیار جذاب یافته است. به باور او، کتاب نشان میدهد که چگونه مسیر زندگی میتواند از کودکی فقیر و معصوم ـ در خیمههای بیابانی و با کمترین امکانات ـ به پیری مملو از قدرت، فساد و خشونت منتهی شود؛ مسیری که در آن، یک کودک ساده و گرسنه به هیولایی سیاسی تبدیل میشود.
با گذشت زمان جنبههای تاریک مستبدان به نوعی بازنمایی قهرمانانه بدل میشود
در ادامه و در جریان رونمایی کتاب «سالهای وحشت»، که زندگینامه مختصری از فرانکو، دیکتاتور اسپانیا، است، شهاب نادریمقدم بهعنوان مترجم اثر در سخنانی تاکید کرد که برای نسل متولد پس از دهه ۵۰، فرانکو یک چهره معاصر محسوب نمیشود و شناخت از او بیشتر از طریق کتابها و روایتهای تاریخی صورت گرفته است.
او با اشاره به تجربه همکاری با نشر «وزن دنیا» و دقت این نشر در ویرایش کتابها، میگوید دلیل انتخاب این اثر میان گزینههای موجود، بیطرفی متن و شیوه روایت منصفانه نویسنده بود.
به گفته نادریمقدم، نویسنده کتاب با الهام از پرسش یک نوجوان ـ که پس از گذشت سالها از مرگ فرانکو، همچنان میپرسید «فرانکو که بود؟» ـ تصمیم گرفته است اثری بنویسد که این شخصیت تاریخی را به نسل جدید معرفی کند.
نادریمقدم با تأکید بر اینکه شکل و شیوه دیکتاتوری تغییر میکند، اما رفتار و منطق آن همچنان ادامه دارد، اشاره میکند که مطالعه کتابهایی از این دست پیشنیازی برای ورود به حوزه ادبیات داستانی مرتبط با تاریخ سیاسی است.
به باور او، همچنان که در آثار دیگر مانند آفتابگردانها دیده میشود، دانستن پیشینه تاریخی و زاویه دید نویسنده نسبت به دیکتاتورها، کمک میکند تا روایتها و بازنماییها با دقت بیشتری درک شوند.
مترجم کتاب همچنین به این واقعیت اشاره کرد که حتی پس از مرگ فرانکو، او همچنان در اسپانیا طرفدارانی پرشمار داشت؛ چنانکه در تشییعجنازهاش حدود ۳۰۰ هزار نفر حضور یافتند و مراسمها بیش از پنجاه ساعت به طول انجامید.
او در ادامه، بر مفهوم «فراموشی تاریخی» یا «نوستالژی تحریفشده» تاکید کرد و گفت: آنگونه که پس از گذشت چند دهه، جنبههای تاریک حکومتها و رهبران مستبد به حاشیه میرود و نوعی بازنمایی مثبت و حتی قهرمانانه از آنان شکل میگیرد.
نادریمقدم با ذکر نمونههایی از عراق و لیبی توضیح داد که این روند منحصر به فرانکو نیست و تضمینی برای جلوگیری از تکرار آن وجود ندارد. او این پدیده را بخشی از یک چرخه عنوان کرد که نه قابل توقف است و نه باید نسبت به آن سکوت کرد؛ بنابراین تنها راه، مستندسازی، نوشتن و خواندن مداوم چنین آثاری است.
در بیان چرایی بازگشت اقبال عمومی به دیکتاتورها، او مثالی از رفتار فرانکو در طول جنگ داخلی اسپانیا مطرح کرد و گفت: در عملیات بازپسگیری شهر تولِدا ـ که برای مردم منطقه مکانی مذهبی و مقدس به شمار میرفت ـ فرانکو میتوانست بهسادگی با استفاده از نیروهای خود که از مراکش و با پشتیبانی آلمان نازی و ایتالیا آورده بودند، مخالفان را قتلعام کند، اما چنین نکرد. او با هدف جلب افکار عمومی، هیچ خونریزیای در این شهر انجام نداد و رسانهها را برای پوشش گسترده این اقدام دعوت کرد. این حرکت، در پی مبارزه جمهوریخواهان با کلیسا، واکنش مثبت مردم مذهبی را برانگیخت و بهعنوان یک «بذر» در ذهنیت عمومی کاشته شد که سالها بعد به سود فرانکو برداشت شد.
کتاب «چگونه دیکتاتورها سقوط میکنند و ملتها زنده میمانند» هم «سیاستنامهای» برای دیکتاتورها و هم «راهنمایی» برای مبارزان علیه آنها است
در ادامه نشست مصطفی دهقان، مترجم کتاب «چگونه دیکتاتورها شکست میخورند و ملتها زنده میمانند» به صورت ویدئویی از برلین برنامه را همراهی کرد. او در این باره گفت که حضورم در این جمع، هرچند بهصورت ویدئویی، فرصتی است برای اشاره به دو موضوع: «اهمیت مطالعه دیکتاتورها» و معرفی کتاب «چگونه دیکتاتورها سقوط میکنند و ملتها زنده میمانند».
مترجم با بیان اینکه اگر تاریخ را در بستر وسیعش ببینیم، دیکتاتوری شکل غالب حکمرانی بوده و دموکراسی پدیدهای نو و شکننده است، افزود: تا دویست سال پیش، هیچ جامعهای دموکراتیک نبود. گذار از دیکتاتوری به دموکراسی نیز جادهای یکطرفه نیست؛ هر جامعهای ممکن است به عقب بازگردد. از این رو، شناخت دیکتاتورها و شیوه کارکردشان برای هر کس که به دموکراسی میاندیشد ضروری است.
دهقان درباره کتاب ترجمه شده توسط خود توضیح داد: کتاب چگونه دیکتاتورها سقوط میکنند و ملتها زنده میمانند با نثری روان اما مبتنی بر پژوهشهای دانشگاهی و مصاحبههای گسترده، دهها نمونه از دیکتاتوریها را بررسی میکند؛ از چائوشسکو و صدام حسین تا دیکتاتوریهای پسااستعماری آفریقا و آمریکای جنوبی. تمرکز نویسنده بر ساختار قدرت است، نه روانشناسی فردی حاکمان.
او تاکید کرد که این نوع نگاه و رویکرد در کتاب ترجمه شده آن را هم به «سیاستنامهای» برای دیکتاتورها و هم به «راهنمایی» برای مبارزان علیه آنها تبدیل کرده است.
مترجم کتاب با تاکید بر اینکه محور مشترک نظامهای دیکتاتوری، شکنندگی ذاتی آنهاست؛ بیان کرد: حتی در اوج قدرت، خطایی کوچک میتواند توازن را برهم بزند. نویسنده این وضعیت را به فردی بر تردمیل تشبیه میکند که ناگزیر از دویدن است، بیآنکه به جایی برسد. همچنین، بحران جانشینی و چالشهایی چون برخورد با دشمنان، توزیع قدرت، کنترل ارتش و نیروهای امنیتی، از مشکلات مشترک تمام دیکتاتوریهاست که آنها را در الگویی واحد قرار میدهد.
دیکتاتوری نه پدیدهای دوردست که فقط در رأس قدرت سیاسی جریان دارد، بلکه حضوری است که میتوان ردّ آن را حتی در برخوردهای کوچک روزمره دید
عباس عبدی، روزنامهنگار و فعال سیاسی به عنوان سخنران اصلی و پایانی ابتدا با مثالی ساده و روزمره، مانند لذت نوشیدن چای گرم یا بستنی خنک، تأکید کرد که برخی تجربهها وقتی از نزدیک لمس شوند، کاملا آشنا و قابلدرک میشوند.
او سپس تاکید کرد: دیکتاتوری نیز از همین جنس است؛ نه پدیدهای دوردست که فقط در رأس قدرت سیاسی جریان دارد، بلکه حضوری است که میتوان ردّ آن را در روابط خانوادگی، در سازوکار ادارات، و حتی در برخوردهای کوچک روزمره دید. عبدی در ادامه افزود: زبان و ادبیات دیکتاتورانه، برخلاف تصور ما، از زندگیمان فاصلهای ندارد و گاه در گفتار و رفتارهای معمولی بازتولید میشود.
در ادامه، عبدی یکی از ارکان اصلی دیکتاتوری را «شکاف میان قدرت و مسئولیت» معرفی و عنوان کرد: این وضعیتی است که در آن تصمیمگیری در دست یک نفر اما پاسخگویی بر عهده فرد یا نهادی دیگر گذاشته میشود. او برای روشن کردن این موضوع نمونههایی از دوران پهلوی و تجربه خودش در روزنامهنگاری ارائه کرد و توضیح داد: مدیری که شهامت پذیرش مسئولیت را ندارد، حتی اگر ادعای دموکراسی کند، در عمل زمینه بازتولید نوعی «دیکتاتوری رقیق» را فراهم میسازد.
«بازی اولتیماتوم، ایران جامعهای دوقطبی» کتابی که بهزودی نشر «وزن دنیا» منتشر میکند
در ادامه عباس عبدی با اشاره به کتابی از خود که در دست انتشار است، توضیح داد: همین نگاه، موضوع کتاب تازهای است که بهزودی توسط نشر «وزن دنیا» منتشر خواهد شد. نام کتاب برگرفته از یکی از مقالات آن است و «بازی اولتیماتوم، ایران جامعهای دوقطبی» نام دارد؛ اثری که شامل پنج مقاله و در انتها نقدی از آقای مصباح آورده شده است.
او هدف از نوشتن این کتاب را نشان دادن این موضوع دانست که وقتی جامعهای دچار دوقطبی میشود، بنیانی برای دیکتاتوری در خود میپروراند.
عبدی در ادامه افزود: دیکتاتور تمایل دارد قواعد بازی را از رقابت سالم به ستیز دائمی تغییر دهد، زیرا در زمین ستیز است که میتواند برنده باشد. در مقابل، بازی رقابت، با پذیرش قواعد عادلانه، امکان دوام دیکتاتوری را از میان میبرد. در چنین نظامی، کسی برای دستیابی به جایگاهی بالاتر، نیازمند حذف فیزیکی یا تخریب رقیب نیست و اختلافات میتواند در چارچوبی سالم حلوفصل شود.
این روزنامهنگار در پایان تاکید کرد: خواندن این کتابها اهمیت دارد، چراکه تصویری از مشکلات جاری جامعه را همچون آینه پیش روی ما میگذارند و به ما اجازه میدهند ساختارهایی را که خود نیز بخشی از دوام آن هستیم، بهتر بشناسیم.